السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

711

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

1164 - ( 5 ) در كتاب مناقب ابن شهر آشوب آمده است : « امام حسين عليه السلام با بيش از هفتاد هزار دينار بدهى شهيد شد . پس امام سجاد عليه السلام در بيشتر شب و روزها از اندوه بدهى پدر از آب و غذا و خواب خوددارى مىكرد تا اين‌كه يك شب به خوابش آمد و به وى گفت : از بابت بدهى پدرت غمگين نباش . خداوند زمينهء پرداخت آن را با مال بجنس فراهم كرد . امام عليه السلام پس از بيدار شدن از خواب با خود گفت : به خدا سوگند ! من در ميان اموال پدرم مالى به نام بجنس نمىشناسم ! ولى شب بعد نيز همان خواب را ديد . پس از اين ماجرا از خانواده‌اش در اين باره سؤال كرد . يكى از همسرانش به وى گفت : پدرت برده‌اى رومى به نام بجنس داشت كه در منطقهء ذو خشب ، چشمه‌اى براى امام حسين عليه السلام احداث كرد . امام سجاد عليه السلام در اين باره تحقيق كرد و وجود آن برايش اثبات شد . آن‌گاه چند روز بيشتر از اين ماجرا نگذشت كه وليد بن عتبة بن ابىسفيان به امام عليه السلام پيام فرستاد كه شنيده‌ام پدرت چشمه‌اى در منطقهء ذوخشب به نام بجنس دارد . اگر مايل به فروش آن هستى ، من آن را از تو خريدم . امام سجاد عليه السلام فرمود : آن را - به استثناى آبيارى از آن در شب شنبه براى سكينه - در برابر بدهى پدرم بردار و براى وليد بيان كرد كه ميزان بدهى پدرش چه ميزان است . » 1165 - ( 6 ) ابو امامه باهلى روايت مىكند كه : « پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در سخنرانىاش در فتح مكه فرمود : عاريه ، پس‌دادنى ، بخشش ، جبران كردنى ، بدهى ، پرداختنى و پيشوا ، بدهكار است . » 1166 - ( 7 ) عبدالله بن مسعود از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت مىكند كه در بخشى از يك حديث بلند فرمود : « بر درِ هفتم بهشت ديدم نوشته است : معبودى جز خداى يكتا نيست محمد فرستادهء خداست . على ولىّ خداست . سفيد و نورانى شدن قلب در چهار چيز است : عيادت از بيمار ، تشييع جنازه ، خريدن كفن‌ها و پرداخت قرض . » 1167 - ( 8 ) عبدالرحمان بن غنم گويد : « جبرئيل اسبى نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آورد . حديث ادامه مىيابد تا آنجا كه گويد : سپس پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله حركت كرد تا شخصى را مشاهده كرد كه مىخواهد بسته هيزمى را بلند كند ولى نمىتواند و هر بار كه نمىتواند آن را بلند كند ، بر آن مىافزايد . پيامبر صلى الله عليه و آله با مشاهدهء آن مرد گفت : اى جبرئيل اين كيست ؟ جبرئيل پاسخ داد : اين شخص بدهكار است كه مىخواهد بدهىاش را بپردازد ؛ ولى نمىتواند ، پس هروقت قدرت پرداخت نداشت ، بر آن مىافزايد . »